به من چه!!!

ایام امتحانات، دلار، سکه، فیلترینگ، نباریدن برف، اعتیاد، دروغ، تهمت،کوهنوردی، ریا، کلک، باسوادان بی سواد، دل شکستن، سرمای خشک، یارانه، بنزین، بازی رئال و بارسلونا، فوتبال پاک، دلالی، صدای ضبط ماشین، نیایش های شبانه، و کلی درد که هر روز می بینم و می بلعم..... 

 همه ی اینها

به من چه !!!!

بگو به من از (بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم!!!)...

(منبع عکس: www.summitpost.org )

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم

در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن

لحظه ای چند بر این آب نظر كن

آب ، آیینه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم

یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم

نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كنی از آن كوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم

                                                                                                    شعر از فریدون مشیری

موفق باشید....

حسرت برف!!!

دیگه یواش یواش داریم.. به نبود برف عادت می کنیم... پدیده ی وارونگی هوا در شهرهای بزرگ، نباریدن برف و بارون باعث شیوع بیماری های فصلی شده.. (بخصوص سرما خوردگی)..

قندیل یخ به ارتفاع دو و نیم متر زمستان ۱۳۸۶

بقیه تصاویر را در "ادامه مطلب"

از درگاه خداوند متعال خواهان بارش نعمت هایش هستیم...

موفق و پیروز باشید...

ادامه نوشته

تقدیم به نگاه زیبای دوستان

پر پرواز

پرپرواز ندارم

اما

دلی دارم و حسرت درناها

و به هنگامی که مرغان مهاجر

در دریاچه ی ماهتاب

پارو می کشند

خوشا رها کردن و رفتن

خوابی دیگر

به مردابی دیگر

خوشا ماندابی دیگر

به ساحلی دیگر

به دریایی دیگر

خوشا پر کشیدن

خوشا رهایی

خوشا اگر نه رها زیستن

مردن به رهایی!

آه

این پرنده

در این قفس تنگ

نمی خواند.

                                                                                                       شعر از احمد شاملو

تقدیم به دوستان کوهنویس به خصوص آقای رضایی عزیز

به بهانه تلنگری که دوست عزیزمان آقای حسین رضایی به ما زد تا نقاب روز مرگی از چهره برداریم و قدر هم و دوستی هایمان را بیشتر بدانیم...

موفق باشید....

دل نوشته های سربازی (از دست ندید)

این پست رو تقدیم می کنم به تمام سربازهای آموزشی (و البته به تمام دوستای وبلاگ نویس)

شاید اونهایی که خدمت رفتن بتونن بیشتر با این مطالب ارتباط برقرار کن (من خودم سربازی نرفتم )..

این پست ایده یک سربازه که واقعا سربازی کرد.. ۱۲ ماه خدمت اما، چه خدمتی..

شروع کرد از ۰۵ کرمان تا پرندک تهران، پادگان مراغه، پادگان اورمیه تا تبعید شدن به مرز آذربایجان غربی (بخش سرو) و انتهای خدمت هم در لشکر ۲۸ سنندج بود...

حالا این سرباز کیه  (داداش منه دیگه)......

وقتی از ۰۵ کرمان اومد دقیق دوماه بود که ندیده بودمش، اول نشناختمش اما برادرم بود که می اومد.. با خودش یک بلوز نخی آورده بود که تمام دوستای یگان خدمتی رو اون یادگاری نوشته بودن.... 

در ادامه داستانی رو از آقای قاسم ملا احمدی  که به نظر من یکی از بهترین داستان نویسای کشوره تقدیم می کنم به شما...

این داستان عجیب با این تصاویر هم خونی داره..

شروع داستان:

دوستان متن داستان بسیار جالبه... چون تشکیل شده از دیوار نوشته های پادگان و کلمات به کاربرده شده هم به صورت صریح هه بلاخره دوران سربازیه دیگه...

طبل ریز روی طبل بزرگ زیر پای راست

‌۱٫
اصلاً به پایان دوره فکر نکنید، چون خدمت ادامه دارد. به ادامه‌ی خدمت فکر کنید؛ چه این‌جا چه جای دیگر. نوزده ماه دیگر مانده است و این هم مهم نیست؛ چون باید بگذرد و می‌گذرد؛ پس خیالی نیست.
رضا فلاح/ پایان خدمتی شهریور۸۱
۲٫
کِرم را دوست دارم؛ نه به خاطر کرم بودنش، فقط به خاطر خاکی بودنش.
خاکی باش، و گرنه تو را به خاک می‌کشند.
علی سیمی/ کازرون، ۲۴/۴/۸۰
۳٫
دنیای زندونی، دیواره، دیواره زندونی از دیوار بیزاره، بیزاره
تا می‌تونی برو بازداشتگاه؛ عشق و حال است.
کامران کریمی/ ایلام، پ خ. تیر ۴/۸۱
۴٫
امتحان کشک است. ده روز اول سخت است. رژه هم چه خوب بری چه بد، همه با هم ترخیص می‌شوید. تشویق‌ها هم دروغ است.
۱۹/۵/۸۱، هفتة آخر آموزش
۵٫
اگر گفتند، پا طلایی باشی، دائم می‌ری بیگاری، دروغه. بیگاری برای همه است.
برو پاطلا؛ عشق است.
۶٫
با سلام خدمت بابا
عرض کنم که غربت ما
این قدرهام بد نیست که می گن
راضیم الحمد لله
اصغر سرداری/تهران
۷٫
هم‌چنان در حسرت مرخصی میان دوره. فردا میدان تیر داریم و روز ۲۷/۴/۸۱ راهپیمایی در کوه و دشت، کنار دریاچه‌ی ولشت.
۲۲/۴/۸۱، رئوف فرهادی/ سنندج
۸ .
من و علی امروز کنار هم نشسته‌ایم. دنیا تخممون هم نیست. قراره پایان دوره بریم بیلیارد. هرچه می گویند، کشک است. فقط حواستان به صبح گاه مشترک باشد. وقتی می‌آیی خدمت، یادت نره! لیسانست را بگذار در کوزه، آبشو بخور، بعد بیا خدمت.
دوستار شما، رضا الله یاری/ علی رضا مکی/ زنجان
۹٫
امروز ما ترخیص شدیم.
ما که رفتیم نگران گور پدر دیگران
۳۱/۷/۸۱
۱۰٫
امروز پنج شنبه ۲۰/۴/۸۱ است و هنوز خبری از میان دوره نیست.
امروز سه شنبه ۸/۵/۸۱ است و من دیروز از میان دوره برگشتم با دو روز غیبت.
۲۶/۵/۸۱: پنج روز مانده تا پایان دوره؛ آخرین شنبه.
۲۷/۵/۸۱: آخرین روزی که برای کلاس می‌آیم. فردا ۲۸/۵/۸۱، اردوی یک روزه؛ صبح رفت، عصر برگشت.
فرمانده گروهان، فقط ستوان یکم امرجی، بچه‌ی تهران، نیروی هوایی
۱۱٫
این دوران فقط ده روز اول سخت است و بس.
به حرف‌های هم خوب گوش دهید.
تا روز آخر هم «خیلی خوب» نداریم.
همیشه به صدای طبل گوش کنید. طبل بزرگ همیشه زیر پای چپ است. تا روز آخر هم «خیلی خوب» نداریم؛ پس بی خود زحمت نکشید. در ضمن، «ایمان کربلا» تمام کارهای نظافت و بیگاری پادگان را به دوش دارد. برو پاطلا باش.
داود انصاری/ نورآباد ممسنی، پ. خ. اردی ۲/۸۱
۱۲٫
۲۶/۴/۸۱
هوا خیلی خیلی شرجی‌یه.
گاهی از من، عاشقانه یاد کن تو به یادم بوسه‌ای بر باد کن
خدمت می‌گذرد. دلتان را به خبرها و شایعات خوش نکنید؛ ولی نه، دلتان را خوش می‌کنم. فقط می‌گویم خیلی سریع می‌گذرد و خیلی از حرف‌ها را هم نمی‌توانم بزنم.
مهدی کیانی/ دژبان گروهان ایمان
۱۳٫
فوق لیسانس و دکترها امروز ترخیص می‌شوند، ولی ما هنوز هستیم. فکر کنم ۳۱/۱/۸۱ می‌ریم؛ ولی هنوز معلوم نیست.
درد داری حَخْ داری پول دادم حَخْ دارم
۲۴/۱/۸۱ علی رضا فیاضی/ تبریز، دنیا بیردنه یوخوده .
۱۴٫
میان دوره، من و کژال رفتیم کنار دریاچه‌ی زریوار، قایق سواری؛ ولی باز هم نتوانستم بگویم دوستش دارم.
سوران سلامی/ مریوان
۱۵٫
NAZY
دستم بگیر
دستم را تو بگیر
التماس دستم را بپذیر
بارانی باش بر این تشنه کویرم
۱۶٫
۲۶/۱۱/۸۱ امروز گفتن که ۵/۲/۸۱ مرخص هستید، ولی هنوز معلوم نیست که کِی هست.
گُه‌ترین لحظات زندگی من همین آموزشی بود.
دیروز میدان تیر داشتیم.
کامران رمضانی/ قم
۱۷٫
سلامم به شما آیندگان رفتنی
برشما خوش باد این غم‌خانه‌ی ناماندنی
این‌جا جهنم سبزه؛ آخر دنیا…
جعفر حاتمی/ تیر ۸۰
۱۸٫
ساعت۶:۱۵ صبح ۲/۲/۸۱
پریروز بارون آمد. یک گردان نتونست تیراندازی کنه. حالا معلوم نیست امروز جشن باشه یا فردا. الانه داره بارون میاد. ساعت ۶:۱۵ صبح است. ما دیروز رفتیم مثلاً اردو؛ ولی…
اگر تونستی از سیم خاردار در برو، موقع برگشت از درِ دژبانی بیا تو. بگو با دژبانی هماهنگ کرده بودم. مشکلی نداره، خیالت تختِ تخت.
خداحافظ سرکار! لیسانس وظیفه A.R.T
19.
31/1/81
بالاخره معلوم شد که ۲/۲/۸۱ جشن پایان دوره است. فردا صبح می‌ریم اردو، تا بعدازظهر. نبود، دو روز دیگر. تو که این نوشته را می‌خوانی، تا سه روز غیبت، هیچ چی نمی‌شه؛ فقط نگهبانی داره. رفتی میان دوره، سه روز دیرتر بیا.
۲۰٫
ناهار خورشت قورمه سبزی است. یک تکه گوشت را جلوی گربه می‌اندازم. بابا آمده است ملاقات. گربه بو می‌کشد؛ هیچ کس داخل سالن نیست. گوشت را گاز می‌زند؛ داخل دهان می‌برد و انگار تف می‌کند روی زمین. بابا رویش را برمی‌گرداند.
۱/۷/۸۱، مانی روشن
۲۱٫
بچه ها، فقط ده روز دیگر داریم؛ ولی شما که جدید می‌آیید، اگر میان دوره رفتید، دو روز دیرتر بیا. هیچ کاری نمی‌کنند. من همین کار را کردم.
۱۷/۵/۸۱، محسن برقی/ مشهد
۲۲٫
فقط ده روز اول سخت است.
اولاً: گه خوردی!
دوماً: خواب دیدی، خیر باشه.
علی توانا ۱۷/۵/۸۱ پ. خ. تیر ۸۱
۲۳٫
۲/۲/۸۱
خیلی دیرتر ترخیص شدیم از جهنم سبز.
«خیلی خوبِ رژه هم الکی است. پاطلایی باش؛ همه‌اش عشق و حال است.
بعدِ سه هفته، «خیلی خوب ها» شروع می‌شود؛ طوری که بعداً کیلویی به همه‌ی گروهان‌ها می‌دهند. نمره‌ی فرمانده هم الکی است، و به خاطر «خیلی خوب» اصلاً تشویق نمی‌دهند. فقط پارتی داشته باشید و پررو باشید و مخ فرمانده را بزنید، تا مرخصی بگیرید، و سعی کنید باهم وحدت داشته باشید.
علی رضا اسلامی/ بچه همدان
۲۴٫
روز ۲۳/۱۱/۸۰
به گمانم چند روزی بیش‌تر تا پایان دوره نمانده. دوستان عزیزی که بعد از ما به آموزشی می‌آیید امیدوارم شما هم در چنین روزی جمله‌ی زیبایی را زیر نوشته‌ی من بنویسید که بعد از چند دوره، طوماری شود برای پادگان.
۲۵٫
ده روز اول، علف کنی و دو روز نظافت و بیگاری.
امروز ۲۲/۵/۸۱٫ سه شنبه‌ی هفته‌ی دیگر، جشن پایان دوره.
نیما سبزی/ شیراز/ هاکاکو!
۲۶٫
دنیا دو روزه، بقیه هم روز به روزه.
ششصد و بیست روز مانده به ترخیص از خدمت، شصت و دو روز مانده به ترخیص از آموزشی.
علی توانا، ۱۷/۵/۸۱
۲۷٫
رگبار تند پاییز
سرهای خیس بی‌مو.
روز آخر کلاس، ۲۷/۵/۸۱
شهررضا، دوسِت دارم. دلم برات تنگ شده.
۲۸٫
ای سربازی که این نوشته را می‌خوانی، امیدوارم که این روزهای سال را به آسانی بگذرانی. بی خیال! برای ما هم سخت بود؛ ولی آخرش که چی؟ تمام می‌شود.
عشق فقط شهر زیبا، فقط هشت روز دیگر
۲۹٫
مرخصی میان دوره، همیشه بعد از میدان تیر اول به مدت سه روز. کسانی که دیر آمدند، چهل و هشت ساعت بازداشتی خوردند ولی بخشیده شدند. کاشکی من هم دیر می‌آمدم.
مهدی سعیدی/ قم
۳۰٫
اعزام ۶/۶/۸۰
امروز ۸/۷/۸۰
امروز منتظر میان دوره ۱۴/۷/۸۰
از میان دوره خبری نیست ۱۵/۷/۸۰
امروز عصر از میان دوره آمدیم. فردا امتحان عقیدتی ۲۹/۷/۸۰
پس فردا میدان تیر.
۳۱٫
این اسامی نام و یادشان روی دیوار کلاس سیزده، حفظ می‌شود به یادگار:
۱٫ مهدی کیانی (زرد قناری)، ۲٫ جهانگیر اسکندر نژاد (سبیل حنایی)، ۳٫ عباس باباپور (شاطر عباس)، ۴٫ علی رضا فتحی پور (بَنِر)، ۵٫ عبدالله دهقان (خرس مهربان)، ۶٫ قاسم ملا احمدی (رادیو)، ۷٫ علی رضا توانا (زرافه)، ۸٫ عباس خانجانی (m.p.3 آرنولد)، ۹٫ کیوان رایگانی (شینوسکه)، ۱۰٫ مهدی نیک زاد (سیرابی). خودم هم، معصومیان کودن.
۳۲٫
راستش از میان دوره و ابتدای دوره خبری نبود و ما هم چنان منتظر پایان دوره هستیم. همه‌اش دروغ، دروغ، دروغ. از مرخصی هیچ خبری نیست. تا آن‌جا که می‌توانید، مسؤولیت قبول نکنید. هر چقدر هم «خیلی خوب» بگیرید، از مرخصی خبری نیست.
علی توانا/ پسر مامان ۱۷/۵/۸۱
۳۳٫
امروز ۳۰ آبان ۸۰٫
۲۸ روز گذشت. من چه کنم؟
ماه رمضان است. من چه کنم؟
در نگاه خشم‌آلود تندر
دیوانه بودم
در نگاهت منتظر
صبح امیدم به فردا
روز و شب در پیِ پایان دوره
مخلص و دیوانه بودم
داریوش قرنجیک/ بندر ترکمن
۳۴٫
نسترن با تو دل من نسترن ای عشق من حرفی بزن
توی گلخونه‌ی یاره نسترن ای عشق من حرفی بزن
وقتی نیستی تک و تنها
لحظه‌ها رو می‌شماره
عشق من نسترن
عشق فقط نسترن
۳۱/۶/۸۱، کاظم
۳۵٫
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان آینده جایگزین ما خواهید شد! از بابت جزوه نوشتن و امتحانات، هیچ گونه دلهره‌ای نداشته باشید. همه‌ی امتحانات، کشک است و پاطلایی، آخرِ حال.
امتحان حفاظت، از همه کشک‌تر است. فقط در فکر گذراندن دو ماه باشید. مواظب هم باشید. خرحمّالی هم نکنید. بیگاری ممنوع!
دوستار شما: همتی، ۲۹/۳/۸۱
۳۶٫
امروز ۹/۱/۸۱، نوزده روز تا پایان دوره؛
امروز ۱۱/۱/۸۱، هفده روز؛
امروز ۱۳/۱/۸۱، پانزده روز؛
امروز ۱۷/۱/۸۱، یازده روز؛
امروز۲۱/۱/۸۱، هفت روز؛
امروز۲۵/۱/۸۱، سه روز.
جشن ترخیص فعلاً طبق شایعات، تا ۳۱/۱/۸۱ عقب افتاده. به هیچ حرفی دلتان را خوش نکنید.
قاسم ملا احمدی/ آخرین بازنویسی: آبان ۸۱

 

منبع داستان: وبلاگ شخصی آقای قاسم ملا احمدی (وبلاگ قاسم)

موفق و پیروز باشید..

ایرانی ها خواهند آمد!!!

"آناپورنا" ایرانی ها خواهند آمد!!!

تنها هشت هزار متری که حسرت صعود آن در دل ایرانی ها مانده!!!!

روزی شاهزادگان ایرانی می آیند..

منبع تصویر: www.summitpost.org

موفق باشید.... 

کوههای زیبا و عجیب کشور "روسیه"

بعد از نشان دادن تصاویر کوههای کشور پرو حالا می خوام تصاویری از کوههای کشور روسیه رو برای شما به نمایش بگذارم..

کشور روسیه                                                                                                                        

Korjakskij ۳۴۶۲

تصاویر کوههای کشور روسیه در "ادامه مطلب" 

موفق باشید...

ادامه نوشته

فرهنگ سازی یا تخریب

چند روز پیش رامیار در جهت اشاعه ی فرهنگ درست وبلاگ نویسی قدمی رو برداشت که بسیار حرکت زیبا و پسندیده ای بود...

همون روز که اون پست رو دیدم بسیار استقبال کردم و با افتخار به این جمع اضافه شدم.. اما متاسفانه خیلی تند برخورد کردیم طوری که در اولین اقدام مون حد بالای مجازات رو برای این افراد در نظر گرفتیم..

نسبت سارق و دزد رو به اونها دادیم.. یعنی فرهنگی رو رواج دادیم که اگر فردا به خاطر یک سهل انگاری در درج یک مطلب، با ما هم به شدیدترین نوع برخورد کنند....

امروز یک نگاهی به تمام وبلاگ هایی که این حرکت را رد کرده بودند انداختم..  تنها وبلاگی که یک مطلب به ما آموخته بود و یک قدم مناسب برای این کار برداشته بود وبلاگ آقای مسعود عسگری (فاتحان خورشید) بود...

بقیه مثل خود من فقط در مورد کپی رایت و رعایت نشدن آن در کشورمون نوشته بودیم... در حالی که همه ما این مسائل رو به خوبی می دونستیم.. و می خواید این مسئله رو از متخصصین این مسائل که راننده تاکسی های کشورمون هستند بپرسید که در مورد همه چیز در کشور ما اطلاعات دارند.. از بس که ناگفته ها مون رو برای اونها گفتیم...

در حالی که اگر همین ۲۰ وبلاگ که در این فراخوان شرکت کردند هر کدوم یک مطلب آموزشی رو برای ما بیان می کردند.. همه ما می تونستیم هم روش منبع نویسی رو به صورت علمی یاد بگیریم و هم یک قدم درست برداشته باشیم...

حالا چرا من دارم این صحبت ها رو می کنم... به خاطر پستی که در وبلاگ آقای شهرام عباس نژاد دیدم.. البته این بحث نقض کننده حق ایشون در قبال مطالب وبلاگشون نیست و من پیگیری ایشون رو به جا و منطقی میدونم...

اما به نظر من آقای عباس نژاد می تونست کمی نرم تر برخورد کنه..

چون اولا این جا کشوری است که کپی رایت اصلا در مفهوم واقعی خودش رعایت نمیشه... مثالش رو هم می تونید در پست قبلی من در همین مورد بخونید...

دوما باید به مسائل زیر هم توجه می شد... که دو مبحث مهم رو ما اصلا بهش توجه نکردیم و همه رو با یک چوب مجازات کردیم...

اولین مبحث حضور وبلاگ نویسان تازه کار بود.. در این مورد من خودم رو مثال می زنم و این رو بدونید از گروهی که به آقای عباس نژاد توهین کرده بودن کاری ندارم.. چون درباره ی فردی که توهین میکنه نباید سخن گفت چه برسه که بخوایم حمایت کنیم...

حدود یک سال پیش که وبلاگ نویسی رو شروع کردم.. مدیریت وبلاگ هیئت کوهنوردی در دست من بود.. که الان هم هست.. اما شما نگاه کنید پست هایی که من در شروع کار در این وبلاگ گذاشتم اکثرا بدون منبع می باشد.. برای مثال هم می تونید به آدرس های زیر مراجعه کنید..

http://baharkooh.blogfa.com/post-6.aspx

http://baharkooh.blogfa.com/post-8.aspx

http://baharkooh.blogfa.com/post-11.aspx

حتی در پست اولی ناشی یانه ترین کپی پیست منو می تونید ببینید.. اگر روز اول کسی می اومد و به من می گفت دزد، می رفتم و دیگه پشت سرم رو هم نگاه نمی کردم... بعد از مدتی کار کردن در محیط مجازی و کسب تجربه از دوستان،،  دیگه می دونم چطور منبع نویسی کنم.. برای مثال هم می تونید به پست های فعلی هیئت کوهنوردی و یا وبلاگ خودم سر بزنید...

http://baharkooh.blogfa.com

ولی حالا از ترس اینکه کسی دزد خطابم نکنه دارم دنبال منبع بعضی مطالب می گردم که قبلا درج کرده بودم... نکنه روزی صاحب یکی از این مطالب به من بگه شما که دم از حق مولف می زنید خودتون رعایت نمی کنید.. 

 

مبحث دوم در مورد بعضی وبلاگ ها و سایت هاست که سالهاست مشغول به کارند..

برای مثال همان سایت قاجر و انجمن پزشکی و سایر وبلاگ ها که در فهرست آقای عباس نژاد بود..

در این مورد باید کمی بیشتر دقت بکنیم که آیا این سایت ها این کار رو همیشه انجام میدن و به کاری عادی براشون تبدیل شده.. به راحتی می تونیم با یک بازدید در آرشیو این سایت ها به این مطلب پی ببریم.. بخصوص که از نویسندگان این وبلاگ ها و سایت ها شناخت داشته باشیم...

مدتی پیش سعادت همنوردی در کنار روابط عمومی قاجر رو داشتم و در این مدت که ایشون رو میشناسم فکر نکنم این مطلب در شان ایشون و سایت قاجر باشه..

و یا وبلاگ انجمن پزشکی کوهستان،، که مدتی پیش تصاویری رو از وبلاگ من در وبلاگ خودشون درج کرده بودن که منبع رو هم ذکر کرده بودن و من بسیار خوشحال شدم که دوستان بیشتری می تونن این تصاویر رو ببینید و لذت ببرند..

پس درست نیست همه رو به یک دید ببینیم بدونه اینکه در موردشون تحقیق کرده باشیم.. و یا در مورد گذشته کاری اونها اطلاعی داشته باشیم...

 

مبحث آخر من هم در مورد طرز نوشتن منبع است... 

متاسفانه من دانشجویانی در مقطع کارشناسی و ارشد می بینم که هنوز در ذکر کردن منبع ایراد دارند.. و به درستی از روش ذکر منبع در پایان نامه ها و تحقیق ها اطلاع ندارند..

در محیط مجازی بیشتر دوستان که خود من هم عضوشون هستم بعضی مواقع درست ذکر منبع نمی کنیم.. مثلا به جای درج دقیق آدرس خبر از سایت فدراسیون به سایت های دیگر که خبر رو لینک کردن اشاره می کنیم... البته فقط این یک نوعش بود.. بعضی وقت ها یک مطلب به نام کسی دیگه انتشار پیدا می کنه و انواع موارد عجیب و غریب که میشه بهش اشاره کرد..

ای کاش حداقل یکی از ما به جای صحبت در مورد کپی رایت از روش صحیح منبع نویسی مطلب می نوشت.. 

از همه دوستان به خاطر شرکت در این حرکت زیبا تشکر می کنم.. اما مواظب باشیم که این حرکات باعث ایجاد یک فرهنگ و روش اشتباه نشه.. 

پی نوشت: همه دوستان منو میشناسن از جنجال و حاشیه بیزارم.. این متن صرفا به خاطر باز بینی و دقت در آغاز یک گام و حرکت بود.

دوستان عزیزم متن رو کمی با عجله نوشتم و خوب بازبینیش نکردم غلط های دستوری و املایش رو به بزرگیتون ببخشید..

موفق و پیروز باشید....

اولین فتح دماوند برای پیرترین فاتح  

بعضی مواقع خیلی خوبه در مورد همنوردت بنویسی... امسال در اولین صعود به قله دماوند در کنار پیشکسوتی بودم.. که کوهنوردی رو در دهه ۷۰ زندگیش به طور جدی شروع کرده..

کسی که هر روز صبح بعد از اذان صبح چیزی حدود ۶ کیلومتر دویدن داره...

آقای فتح الله پرورش یکی از اعضای هیئت کوهنوردی شهرستان بهار هستش..که سابقه صعود به قلل معروف ایران رو دهه هفتاد زندگیش داره...

از سوابق ایشون می تونم به صعود قلل: دماوند در سن ۷۳ سالگی،  آزاد کوه ۷۳ سالگی، سبلان در ۷۲ سالگی، الوند، یخچال همدان زمستانی، قزل ارسلان و بسیاری از کوههای منطقه همدان

( آقای پرورش در قله دماوند )

تا جایی که در اینترنت جست و جو کردم.. شخصی رو در سن و سال ایشون که موفق به فتح دماوند شده باشه رو پیدا نکردم... اگر بود دوستان اطلاع رسانی نمایند...

موفق و پیروز باشید...

ایام امتحانات

باز هم فصل امتحانات..

باید شبا بی خوابی بکشیم.. البته من از اوناش نیستم..  که همه ی درسها رو گذاشته باشم واسه شب امتحان... ولی چه میشه کرد.. یکمی مونده دیگه  

حالا امتحان یه طرف وبلاگ رو چیکار کنم... سخته..

خدا رو شکر فیس بوکی نیستم.. ولی وبلاگی   

برای همه دوستان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم... (مدتی حضورم کم رنگ خواهد شد)

یعنی در اصل یک برنامه ریزی منظم انجام خواهم داد تا به همه کارهام برسم..

موفق و پیروز باشید..

قزل ارسلان (تصویر)

هرم زیبای استان همدان

افراد کمی اون رو برای صعود زمستانی انتخاب می کنن چون واقعا مشکله و احتیاج به وسایل فنی داره...

منبع تصویر: www.summitpost.org

موفق باشید...

رعایت حق کپی و رایت

این موضوع در همه چی صدق می کنه...

سال دوم دبیرستان بودم که معلم هنرستانمون می گفت شما که دارید از این ویندوز ایکس پی استفاده می کنید.. این ویندوز حاصل دست رنج هشتاد هزار دانشمنده و قیمت اون چیزی حدود ۸۰ دلار اون زمون بود ( البته دلار ۷۰۰ یا ۸۰۰ تومنی ) حالا ما به راحتی با هزار تومن به این ویندوز دسترسی داریم..

حتی کار تا جایی بالا رفته که شرکت هایی اقدام به تهیه مجموعه نرم افزار کردند و اونها رو در قالب چندین دی ودی به فروش می رسونند.. اگه قیمت واقعی کل نرم افزار ها رو حساب کنیم چیزی حدود چندین میلیون دلار میشه...

جالبه که این شرکت ها رو کارتن نرم افزار هاشون می نویسن هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی دارد.. در حالی که خودشون دارن دزدی می کنن...

امروز پستی رو در وبلاگ رامیار دیدم که در یک حرکت جالب می خواد دیگه ریشه این کار رو حداقل تو وبلاگ نویسی بزنه... ازش تشکر می کنم چون به این شعار عمل کرده که برای اصلاح شدن باید از خودمون شروع کنیم...

ممنون از همه دوستان



بخوانید مطلبی زیبا و ارزشمند از استاد محمد باقر عیوضی در باب همنورد.........

موفق و پیروز باشید...

تقدیم به نگاه زیبای دوستانم

دوستی

دل من دیر زمانی ست که می پندارد:
« دوستی » نیز گلی ست
مثل نیلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظریفی دارد
بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد
جان این ساقه نازک را
-دانسته-
بیازارد!

در زمینی که ضمیر من و توست
از نخستین دیدار،
هر سخن ، هر رفتار،
دانه هایی ست که می افشانیم
برگ و باری ست که می رویانیم
آب و خورشید و نسیمش « مهر » است .

گر بدان گونه که بایست به بار آید
زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید
آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف
که تمنای وجودت همه او باشد و بس
بی نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس

زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
در ضمیرت اگر این گل ندمیده ست هنوز
عطر جان پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده ست هنوز
دانه ها را باید از نو کاشت

آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان
خرج می باید کرد
رنج می باید برد
دوست می باید داشت

با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد
با سلامی که در آن نور ببارد لبخند
دست یکدیگر را
بفشاریم به مهر
جام دل هامان را
مالامال از یاری ، غمخواری
بسپاریم به هم
بسراییم به آواز بلند
- شادی روح تو !
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه ، عطر افشان
گلباران باد

                                                                                   شعر دوستی از فریدون مشیری

                                                                                  منبع تصویر: www.summitpost.org

موفق و پیروز باشید...

یک پیشنهاد!! (انتخاب وبلاگ برتر)

خدمت دوستان خوبم عرض کنم.. امسال در ثبت نام صعود قلم قسمتی وجود داشت که زیاد به اون توجه نشد..

 اون هم انتخاب وبلاگ برتر بود که به گفته دوستان خود فواد انتخاب شده بود.. اما زیاد مورد توجه قرار نگرفت.. و به نظر من در این مورد حق فواد ادا نشد!!!

در حالی که همین موضوع می تونه بهترین تشویق برای وبلاگ نویسان تازه کار و جوان باشه..

اگه این کار راه بیفته هر سال چندین وبلاگ نویس خردسال مثل خانوم شیدا آفرین زاد می توانیم داشته باشیم.. و فرهنگ سازی ارتباط با طبیعت و وبلاگ نویسی رو از کودکی آموزش بدیم... 

این تشویق ها در همه جوامع و گروه ها وجود داره، مثل انتخاب شهروند نمونه (که هر سال خود شهردار میشه   ) و فوتبالیست برتر و بسیاری موارد از این قبیل...

حالا اگه بتونیم این انتخاب رو خارج از زمان برگزاری صعود قلم انجام بدیم (یعنی در محیط مجازی انجام بدیم) بسیار عالی تر میشه، تا این مسئله در بین مسائل دیگه جا نمونه و نادیده قرار نگیره و وظیفه فرد منتخب هم در قبال وبلاگش سنگین تر میشه...

در حالی که می تونیم از وبلاگ نویس برتر هم در زمان برگذاری صعود قلم تقدیر کنیم...

این انتخابات می تونه در محیط مجازی مثلا یک هفته یا یک ماه قبل از اجرای صعود انجام بشه و برترین وبلاگ سال گذشته رو انتخاب کنیم...

عزیزان هیئت اجرایی می تونند در مورد این موضوع جالب تصمیم بگیرن..

پی نوشت: این فقط یک پیشنهاد بود!!!!

موفق و پیروز باشید... 

صعود به قله الوند

این جمعه به همراه برادرم صعودی به قله ی سرافراز الوند داشتیم..

در این صعود سعادت دیدار دو همنورد خوب رو داشتم.. که بعد از صعود قلم ندیده بودمشون.. و طعم صعود به قله الوند رو با این بزرگوارن چشیدم...

گزارش و تصاویر صعود به قله الوند در "ادامه مطلب"

موفق باشید...

ادامه نوشته

زمستان سال 1386 همدان را ببینید!!!

سال ۸۶ برفی در همدان بارید که دیدن تصاویر اون برف هم حیرت آوره....

سرمای ۲۹- درجه در داخل شهر و بسته شدن راهها از خاطرات اون ساله...

این تصاویر رو از وبلاگ سابق هیئت همدان برداشتم... داشتم در مورد این موضوع در گوگل سرچ می کردم که به این تصاویر بر خوردم.. که دیدنش خالی از لطف نیست..

تصویر صعود سراسری سال ۸۶ به قله الوند

قله الوند تصویر از علی بیات

بقیه تصاویر در "ادامه مطلب"


این هفته جمعه صعود به قله الوند با دوستان

موفق باشید..

ادامه نوشته

کشف یک تالار جدید در غار دودزا

از طریق پیغامی که از طرف دوست خوبم امیر شاهبداقی به دستم رسید..

فهمیدم در روز ۲۸/۰۵/۱۳۹۰در پیمایشی که از غار دودزا داشته اند موفق به کشف تالار جدیدی شده اند.. 

( تصویر تالار کشف شده )

گزارش و تصاویر این پیمایش از وبلاگ غارهای ایران (امیر شاهبداقی)

موفق و پیروز باشید...

بلند ترین کوه جهان اورست نیست!!!

اورست کوهی است که قلهٔ آن بیشترین ارتفاع از سطح آب‌های آزاد را داراست.

 با این حال کوه‌هایی دیگری نیز وجود دارند که مدعی لقب «بلندترین قله‌های زمین» هستند. کوه مانو کیا در هاوایی، کوهی است که اگر ارتفاع آن از پایهٔ آن اندازه‌گیری شود، بلندترین قلهٔ زمین خواهد بود؛ ارتفاع آن از پایه به ۱۰۲۰۰ متر می‌رسد، با وجودی که تنها ۴۲۰۵ متر از آن بالاتر از سطح دریا می‌باشد.

(کوه مانو کیا)

منبع: Wikipedia

موفق باشید...

حضور یک پیشکسوت در وبلاگ نویسی

من هر چه کردم در وصف ایشون مطلبی نتونستم بنویسم...

ولی بیان زیبای فواد رو در مورد استاد نعمت الله اخضری بخونید!!!

نعمت الله اخضری را خیلی ها می شناسند. کوهنوردی کهنه کار، با اخلاق و با اراده ... با شصت و پنج سالی که از عمرش می گذرد هنوز من و امثال من باید به دنبال او بدویم تا افتخار هم قدمی اش را کسب کنیم ...

دومین ایرانی فاتح دیواره علم کوه و هم طناب فریدون اسماعیل زاده در بسیاری از اولین صعود های ایرانی ...

و حالا کوهنویسی ... خستگی ناپذیری در دهه هفتم زندگی اش و انتقال تجربه به جوان تر ها ...

W W W. A K H Z A R I . B L O G F A . C O M

ضمن عرض تبریک به آقای اخضری برای ایشان آرزوی موفقیت دارم..

با تشکر از فواد عزیز به خاطر انتشار این مطلب

موفق باشید...

فداکاری در ساخت جانپناه های بیستون

وبلاگ استاد محمد باقر عیوضی حاوی مطالب ارزشمند و مفیدی می باشد.. که این مطالب می تواند چراغ راه کوهنوردان باشد..

هیچ وقت از بازدید از این وبلاگ سیر نمی شوم.. مطالب زیبای استاد که شایسته تحسین می باشد، توجه ام را جلب می نماید..

ضمن کسب اجازه از محضر استاد تصاویری را از وبلاگ ایشان در این پست می گذارم...

در پستی که امروز استاد با عنوان (جانپناه ها و پناهگاه های کرمانشاه) در وبلاگ خویش قرار داده اند، شاهد فداکاری افرادی هستیم که برای ساخت جانپناه های بیستون چه سختی ها که تحمل نکرده اند..

گزارش و تصاویر را از وبلاگ کوه و کوهنوردی (استاد محمد باقر عیوضی) ببیند..

موفق و پیروز باشید...

کوههای زیبا و عجیب " کشور پرو"

دوستان عزیزم، از این به بعد می خوام هفته ای یکبار از کوههای زیبا و بیشتر کوههای هرمی هر کشور براتون عکس بزارم.. ارتفاع کوهها اصلا مهم نیست... فقط معیار زیبایی اونهاست..

اولین کشور "پرو"                                                                                                                   

کوههای این کشور بیشتر برای ما ناشناخته است..

اما اگه تصاویر رو ببینیم وسوسه می شیم یه سر به اونجا بزنیم...

Yerupaja, Huayhuash ۶۶۷۱

بقیه تصاویر در "ادامه مطلب"

موفق و پیروز باشید....

ادامه نوشته