آلمابلاغ - منطقه ای شگفت انگیز
روز جمعه ساعت ۶ از خونه در اومدم و به سمت پلیس راه همدان - کرمانشاه رفتم. قرار من با دوستان در اونجا بود.. بعد اومدن دوستان سوار ماشین آقای چلوئیان شدم و به سمت روستای تاج آباد حرکت کردیم.. روستای تاج آباد دارای یه کاروانسرای زیبای تاریخی هست که متاسفانه وقت نشد. تا برای تماشا به اونجا بریم..
مسیر خاکی رو ادامه دادیم تا به پای کوه رسیدیم.. در یک محل مناسب ایستادیم و آماده ی حرکت شدیم.. اول صبح یه مارمولک توجه مون رو به خودش جلب کرد!! طفلک سردش شده بود و بی حرکت وایساده بود..
مارمولک مورد نظر:

بعد به همراه گروه در یک صف منظم به طرف چشمه حرکت کردیم.. امروز هوا عالی بود.. نه از گرد و خاک خبری بود. نه از باد شدید هفته قبل در دائم برف و همه چیز برای یک صعود خوب مهیا بود.. بعد از حدود ۴۰ دقیقه کوهپیمایی به چشمه رسیدیم.
آقای بیات (دیار الوند) زحمت تمیز کردن چشمه رو کشید. و بعد از چند لحظه تونستیم از آب گوارای چشمه استفاده کنیم.. صبحانه در کنار دوستان صرف شد.. و گروه شروع به حرکت کرد.. منو آقای بیات کمی جلوتر از دوستان حرکت می کردیم.. تا پای صخره ها رسیدیم.. مسیرمون دارای شیب زیاد و صخرهای بسیار زیبا بود..
آقای بیات (دیار الوند) در حال تماشای کوه:

به همراه آقای بیات کنار یک سنگ بزرگ نشستیم تا دوستان به ما برسن.. یواش یواش دوستان به جمع ما اضافه شدن.. و کمی استراحت کردن... بعدا همه باهم شروع به حرکت کردیم.. آقای چلوئیان از یک مسیر زیبا ما رو به طرف بالا برد.. مسیری که تقریبا قله رو دور میزد..
واقعا از این کار ایشون لذت بردم. چون این کار ایشون باعث می شد شخصی مثل من که برای اولین بار این قله رو صعود می کرد به تمام مسیر های اون آشنا بشه.. و در صعود های بعدی یک دید کلی از قله داشته باشم..
مسیری که باید به طرف بالا می رفتیم:

آقای چلوئیان در حال عکس گرفتن:

تقریبا بیشتر این مسیر رو رفته بودیم که به غاری در بالا صخره ها رسیدیم.. غاری زیبا که بهترین جا برای استراحت بود.. دوستان عکس یادگاری از این غار گرفتن.. و بعد به مسیر خودمون ادامه دادیم.. تقریبا به بالای کوه رسیده بودیم فقط باید قله ها رو پیمایش می کردیم.. قله اول سنگی بسیار عظیم و منفرد بود. که از بالای اون میشد طبیعت زیبای منطقه رو دید.
قله ی اول:

سنگ های زیبا با ساختاری عجیب:

در کنار قله اول یک مجموع سنگ بزرگ نیز وجود داشت که من به بالای اون رفتم.. و از گروه عکس گرفتم..
گروه در مسیر قله ی اصلی:

سنگ زیبایی که به بالای اون رفته بودم:

سپس به همراه دوستان مسیرمون رو ادامه دادیم.. تا به قله ی اصلی رسیدیم. آقای بیات جلوتر از ما در قله منتظر ما بود.. که من هم به ایشون اضافه شدم... ساعت ۱ بعد از ظهر بود که به قله رسیدم..
آقای بیات در قله ی اصلی:

دوستان یکی یکی از راه می رسیدند.. و با کلمه خسته نباشید.. به هم صعود را تبریک می گفتن..
دوستان در مسیر قله:

عکس از خودم در قله:

سپس همه گی باهم عکس قله رو گرفتیم.. واقعا باید به بانوان گروه تبریک گفت چون تقریبا صعود مشکلی بود که با اراده ی خودشون با موفقیت این کار رو انجام دادن..
تو قله اینقدر دوستان پذیرایی کردن که دیگه نتونستم ناهار بخورم..
عکس قله:

ساعت ۱۳.۴۰ دقیقه بود که به سمت پائین برگشتیم .. با سرقدم آقای چلوئیان که با تجربه شون باعث شدن در اون شیب زیاد کسی اذیت نشه..
این شیب که ما در اون بودیم در زمستان مسیر بهمن بود.. و برای صعود زمستانی باید خیلی دقت کرد..
همگی به محل چشمه رسیدیم و اونجا ناهار خوردیم.. کمی بی میل بودم.. اما خودم رو از ضیافت ناهار دوستان بی بهره نذاشتم.. بعد از نهار همگی باهم به سمت پائین حرکت کردیم.. تا به خودروها رسیدم.. چند نفر انسان بی توجه به طبیعت تپه ی پائینی رو آتیش زده بودن.. که جای تاسف داشت..
سپس همگی باهم از مسیر روستای اختاچی که راه آسفالته بود به سمت همدان حرکت کردیم.. و من در محلی که سوار شده بودم پیاد شدم... واز دوستان خداحافظی کردم...
من کوه آلمابلاغ رو به این زیبایی نمی دونستم.. واقعا کوه زیبای داشت.. نمای که این کوه به اطرافش داشت رو من در هیچ یک از کوههای همدان ندیده بودم. بخصوص که خط الراس الوند مقابل انسان خود نمایی می کرد.. و در طرف دیگر کوههای بدر و پریشان و سمت دیگر اون هم دالاخانی بود که دیده می شد..
خط الراس الوند:

جای داره از تمام دوستان تشکر کنم که منو تحمل کردن.. و تونستم یک صعود بسیار زیبا رو به دفترچه ی خاطرات ام اضافه کنم...
موفق و پیروز باشید..