شعر عاشقانه
شعر عاشقانه

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه ام از عطرتو سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچون بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زالودگی ها کرد پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی بر سایه مژگان من
ای مرا با شور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به اتش سوختی
ای دو چشمانت چمنزاران من
باغ چشمت خورده بر چشمان من
بیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی انگاشتم
شعر از فروغ فرخ زاد
منبع عکس Weather-Forecast.com
موفق و پیروز باشید
+ نوشته شده در شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت 1:40 توسط جواد زارعی
|